Grace to You Resources
Grace to You - Resource

در ادامۀ بررسی رسالۀ افسسیان فصل ۵، دوباره به آیۀ ۱۸ بازمی‌گردیم که دربارۀ مستی و مِی‌گساری هشدار می‌دهد. بسیاری از شما دربارۀ این موضوع خیلی مهم این سوال را دارید: «آیا ایمانداران می‌توانند مشروبات الکلی مصرف بکنند؟» سوال بسیاری از شما این است که کتاب‌مقدس در این مورد چه تعلیمی می‌دهد؟ برای همین، تصمیم گرفتیم در این پیغام دربارۀ این موضوع صحبت بکنیم.

امروز، یک نفر به من گفت، صبح، در راه کلیسا، یک تابلوی تبلیغات دیده که روی آن نوشته بود: «کریسمس باشه و ویسکی نباشه؟» وامصیبتا که این تابلوی تبلیغات نشان می‌دهد جامعۀ ما چقدر بیمار است! این تابلو مشکلی را به ما نشان می‌دهد که به راستی یک معضل است. رسالۀ افسسیان ۵:‏۱۸ می‌گوید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید.» این یک حکم و فرمان مستقیم در مقابل مستی و مِی‌گساری است. روحِ خدا به ما می‌گوید نباید مست بشویم.

به جرأت می‌توان گفت که مشروب‌خوری در آمریکا یک مشکل جدی است. البته خیلی هم تعجب ندارد. خیلی هم دور از انتظار نیست که شاهد جامعه‌ای هستیم مغرور، خوشگذران، غرق گناه و دیوانۀ لذت‌جویی، جامعه‌ای که پُر از حس تقصیر و بار گناه است و دلهره دارد و نگران و کلافه و افسرده است. این جامعه تقلا می‌کند با مشروب خوردن، به قول معروف، بی‌خیال دنیا بشود و مشکلات را برای لحظه‌ای فراموش بکند. البته که ما با دیدن این جامعه اصلاً شوکه نمی‌شویم و یِکه نمی‌خوریم. اما چیزی که برای ما کمی عجیب و غریب است این واقعیت است که مسیحیان چرا باید داخل بطری مشروب دنبال تسلی و شادی باشند! مسیحیان که بنا بر تعریف خداوندمان از ایمان مسیحی باید افتاده‌دل و ازخودگذشته باشند، مسیحیان که کاملاً آمرزیده هستند و روح‌القدس تسلی‌دهندۀ آنها است، مسیحیان، که از شادی خداوند لبریزند، چرا باید دلبستۀ مشروب باشند؟!

این معضل دربارۀ مسیحیان مسألۀ بسیار مهمی است. در مورد این مسأله بحث و گفتگو و تبادل نظر فراوان و ابهام و سردرگمی هم فراوان است. عده‌ای معتقدند مسیحیان اصلاً و به هیچ عنوان نباید لب به مشروب بزنند. از نظر این عده، مشروب خوردن ممنوع است، اشتباه است، گناه است. عده‌ای دیگر معتقدند مسیحیان می‌توانند مشروب بخورند، به شرطی که به اندازه بخورند و زیاده‌روی نکنند. به اعتقاد این دسته، کتاب‌مقدس عنوان می‌کند قوم خدا شراب نوشیدند. پس، اگر در حد تعادل شراب بخوریم، اشکال ندارد.

من در کشور خودمان با ایمانداران زیادی دور یک میز نشستم. در اروپا، آمریکای لاتین، و سایر کشورها، در جمع ایمانداران بودم. در این جمع‌ها، عده‌ای شراب می‌نوشند و عده‌ای لب به شراب نمی‌زنند. عده‌ای، وقتی رستوران می‌روند، اول شراب سفارش می‌دهند و بعد به فکر غذا می‌افتند. عده‌ای دیگر به رستوران می‌روند و به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند شراب است. وقتی برای خدمت به مناطق مختلف می‌روم، جاهای مشخصی را به من معرفی می‌کنند و توصیه می‌کنند که فلان جا بهترین شراب را دارد. از طرف دیگر، هستند کسانی که سال‌های سال در همان مناطق زندگی کردند و هرگز لب به شراب نزدند. پس واقعاً فرقی نمی‌کند محل زندگی شما کجا باشد. هر کجا زندگی بکنید، عده‌ای معتقدند نوشیدن شراب گناه است و عده‌ای آن را مجاز می‌دانند.

ناگفته نماند هستند کسانی که به من می‌گویند: «پس چه موقع قرار است دربارۀ ممنوع بودن شراب و مشروبات الکلی موعظه بکنی؟» از طرف دیگر، هستند کسانی که به من می‌گویند: «شما که قرار نیست دربارۀ ممنوع بودن شراب و مشروبات الکلی موعظه بکنی؟» همین دیروز، باید خانۀ ما می‌بودید تا بشنوید که چپ و راست تلفن می‌زدند که «می‌خواستیم خیالمان راحت بشود که قرار نیست که فردا دربارۀ مشروب خوردن صحبت بکنی!» جواب من هم یک کلام بود: «فردا کلیسا بیایید و ببینید چه می‌گویم و چه نمی‌گویم.»

بله، من می‌دانم در مورد نوشیدن شراب و مشروبات الکلی سوال و دغدغه و نگرانی زیاد است. ولی این را بدانید هدف من اصلاً این نیست که روی دوش شما حس تقصیر بگذارم. قرار هم نیست این را هم به شما تلقین بکنم که موقعیت روحانی شما به خوردن و نخوردن شراب ربط دارد. خوردن یا نخوردن شراب نماد و مظهر روحانی بودن یا روحانی نبودن نیست. روحانی بودن و در روح زیستن هویت شما است. هر کاری که انجام می‌دهید صرفاً جلوه و نشانۀ آن زندگی روحانی است.

حتماً یادتان می‌آید در پیغام گذشته توضیح دادیم که رسالۀ افسسیان ۵:‏۱۸ مست شدن از شراب را نقطۀ مقابل پُر شدن از روح‌القدس قرار می‌دهد، چون هدف پولس این است که یک مشکل الهیاتی را گوشزد بکند، نه یک معضل اجتماعی را. البته بدیهی است که در زمانۀ پولس و در زمانۀ ما یا هر زمانه و جامعۀ دیگر، در هر کجای دنیا، در سراسر تاریخ بشر، تا بوده همین بوده که مردم مشروب می‌خورند تا مشکلات را فراموش بکنند، مردم مشروب می‌خورند تا شاد و شنگول بشوند، مردم مشروب می‌خورند تا به تسکین و آرامش برسند. بله، نوشیدن مشروبات الکلی یک معضل اجتماعی است، اما حرف پولس فراتر از یک معضل اجتماعی است. پولس یک مشکل الهیاتی را در نظر دارد.

در مذهب بت‌پرستان، در آیین و مراسم بت‌پرستان یونانی و رومی، مردم شراب می‌نوشیدند و مست می‌کردند تا بتوانند بت‌ها و خدایان را عبادت بکنند و با مستی و مِی‌گساری به درجه‌های عالی معنوی برسند و بینش و بصیرت پیدا بکنند. آن بت‌پرستان عقیده داشتند، هرچه بیشتر مست بشوند، بیشتر می‌توانند آن بالابالاها بروند و با خدایان ارتباط برقرار بکنند. پولس در رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۰ در اشاره به همین موضوع می‌گوید که نمی‌توانید از پیالۀ دیوها و پیالۀ خداوند بنوشید، نمی‌توانید شراب بنوشید و مست بکنید و با بت‌ها ارتباط برقرار بکنید، سپس بیاید و مراسم شام خداوند را برگزار بکنید و با عیسی مسیح مشارکت بکنید. برای مشارکت با عیسی مسیح، باید از روح‌القدس پُر بشوید و از روح‌القدس قوت بگیرید. این دقیقاً نقطۀ مقابل زمانی است که شراب می‌نوشید و مست می‌کنید و خودتان را با الکل به قول معروف ترفیع می‌دهید.

همچنین، در پیغام هفتۀ گذشته، توضیح دادیم که شیطان انجیل را جعل می‌کند. ما دربارۀ بتی به نام زِئوس صحبت کردیم که خدای ساختگی شیطان است، یعنی شیطان او را به جای خدای پدر جا می‌زند. این زِئوس پسری را به دنیا می‌آورد. اما، طی حادثه‌ای، اندام‌های این نوزاد ذره‌ذره می‌شود. ولی زِئوس او را دوباره به دنیا می‌آورد که البته یک رستاخیز کاذب است.

حتماً این را هم یادتان می‌آید که بدون آنکه زِئوس با مادر بچه ملاقات حضوری داشته باشد، نطفۀ این پسر بسته می‌شود. آیا قصد شیطان این است که تولد از باکره را در ذهن مردم تداعی بکند؟ شاید. سپس زِئوس تصمیم می‌گیرد پسرش را خداوند کرۀ زمین بگرداند. این هم تقلب و جعل حقیقت است.

بنابراین، پسر زِئوس، که اندام‌هایش تکه‌تکه شده، دوباره به دنیا می‌آید و قرار است فرمانروای کرۀ زمین باشد. نام این پسر دیونیسوس است که به ایزد شراب معروف بود. اما چرا؟ چون مستی و مِی‌گساری محرک و عامل اصلی در این مذهب بت‌پرستان بود. مستی و مِی‌گساری جزو نظام مذهب بت‌پرستان بود.

از این‌رو، وقتی پولس می‌گوید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید،» منظورش این است که دیگر به آیین و مراسم بت‌پرستی، که گرفتار آن بودید، کاری نداشته باشید. الان باید خدای راستین را با روح‌القدس پرستش بکنید، نه با مستی و مِی‌گساری. پولس می‌خواهد همین تضاد و همین مقایسه را نشان بدهد. حرف پولس دربارۀ یک معضل اجتماعی نیست، او دربارۀ یک موضوع الهیاتی صحبت می‌کند. پولس می‌گوید، اگر می‌خواهید شایسته رفتار بکنید، باید در فروتنی و اتحاد قدم بردارید، باید رفتارتان با رفتار امت‌های بت‌پرست فرق داشته باشد، باید در محبت و نور و حکمت قدم بردارید. شما نباید از طریق مستی و مِی‌گساری با خدا در ارتباط باشید، شما با پُر شدن از روح خدا با خدا ارتباط خواهید داشت.

پس نکتۀ اصلی این است که مست شدن ممنوع می‌باشد، چون مست شدن نشانۀ زندگی شما قبل از ایمان است که با حیات تازۀ شما سازگار نیست. عبارت «مست شراب مشوید» یک حکم است. مستی و مِی‌گساری در کتاب‌مقدس ممنوع است. مستی و مِی‌گساری مشخصۀ زندگی قبل از ایمان است. رسالۀ رومیان فصل ۱۳ آیۀ ۱۳ این حقیقت را روشن و واضح بیان می‌کند: «با شایستگی رفتار کنیم، چنان که در روز، نه در مِی‌گساری.» رسالۀ غلاطیان فصل ۵ آیۀ ۲۱ تقریباً به همین حقیقت اشاره می‌کند. آیۀ ۱۷ از خواهش جسم می‌گوید. آیۀ ۱۹ از اعمال جسم می‌گوید و آیۀ ۲۱ از این فهرست نام می‌برد: «حسد و قتل و مستی.» این کارها در حیات تازۀ ما جایی ندارند. «شما را خبر می‌دهم، چنان که قبل از این دادم، که کنندگان چنین کارها وارث ملکوت خدا نمی‌شوند.» رسالۀ اول قرنتیان ۶:‏۱۰ همین را می‌گوید: «مِی‌گساران وارث ملکوت خدا نخواهند شد.» به گفتۀ رسالۀ اول پطرس فصل ۴ آیۀ ۳: «زیرا که عمر گذشته کافی است در فجور و شهوات و مِی‌گساری رفتار نمودن.»

بله، این مشخصات زندگی ما قبل از ایمان بود، اما دیگر کافی است. این کارها متعلق به گذشته است. ما تاریکی گذشته را با خودمان به این حیات تازه نمی‌آوریم. به گفتۀ رسالۀ اول تسالونیکیان ۵:‏۶، «مثل دیگران به خواب نرویم، بلکه بیدار و هشیار باشیم، زیرا خوابیدگان در شب می‌خوابند و مستان در شب مست می‌شوند.» واقعیت این است که مستی و مِی‌گساری متعلق به شب است، ولی ما از شب بیرون آمدیم. ما در عیسی مسیح به روز قدم گذاشتیم و دیگر تاریکی در ما جایی ندارد.

از این‌رو، کتاب‌مقدس دربارۀ مستی هشدار می‌دهد. یک ایماندار نباید مست بکند. مردم می‌پرسند: «مست کردن یعنی چه؟» بسیار خوب، مست کردن یعنی اینکه الکل روی ذهن شما اثر بگذارد و اختیار شما را به دست بگیرد. البته مست کردن درجه‌های مختلف دارد. من نمی‌دانم هر کسی چقدر مشروب بخورد مست می‌کند. همه به یک شکل و به یک اندازه مست نمی‌کنند. اما، هرگاه به نقطه‌ای رسیدید که هوش و حواس از سرتان پرید و اختیارتان را به دست الکل دادید، یعنی مست شدید.

کتاب‌مقدس دربارۀ مستی هشدارهای فراوانی دارد. من فقط به دو مورد اشاره می‌کنم. کلام خدا در کتاب امثال سلیمان می‌گوید: «شراب استهزا می‌کند و مُسکرات [یعنی مشروبات الکلی قوی] عربده می‌آورد و هر که به آن فریفته شود حکیم نیست.» منظور این است که کسی که مست می‌کند نادان است. او فریب می‌خورد و خیال می‌کند با مشروب خوردن و مست کردن دستاورد مفیدی نصیبش خواهد شد. اما این فریب شیطان است. مستی و مِی‌گساری شخص را به تمسخر می‌گیرد. شما خیال می‌کنید مشروب خوردن برای شما فایده دارد، در حالی که مستی و مِی‌گساری شما را مسخره می‌کند.

حالا به امثال سلیمان فصل ۲۳ نگاه بکنیم که جالب‌ترین توصیف مستی و مِی‌گساری در کل کتاب‌مقدس است. می‌دانیم کتاب امثال سلیمان تعلیم و نصیحت پدران به پسران است. در سراسر این کتاب، یک پدر خطاب به پسرش سخن می‌گوید. در فصل ۲۳ آیۀ ۱۹ چنین می‌خوانیم: «پس، تو، ای پسرم، بشنو و حکیم باش و دل خود را در طریق مستقیم گردان.» به عبارتی، «اگر پسر دربار هستی، اگر پسر پادشاهی، اگر به ملکوت خدا تعلق داری، اگر در نور قدم برمی‌داری، اگر در طریق درست قدم می‌گذاری، در آن طریق درست بمان و دلت را در همان طریق هدایت بکن.» سپس آیۀ ۲۰ می‌گوید: «از زُمرۀ مِی‌گساران مباش.» به عبارتی، زندگی تازۀ تو با مستی و مِی‌گساری کسانی که خودت هم قبلاً جزو آنها بودی سازگار نیست. «از زُمرۀ مِی‌گساران مباش و از آنانی که [با پرخوری و شکم‌پرستی] بدن‌های خود را تلف می‌کنند، زیرا که مِی‌گسار و شکم‌پرست فقیر می‌شود و صاحب خواب به خِرقه‌ها ملبس خواهد شد.»

اگر محله‌ای را که پاتوق آدم‌های مست و الکلی است در اخبار تماشا کرده باشید، حتماً دیدید که این آدم‌ها، تلوتلوخوران، گوشه و کنار خیابان کنار هم می‌لولند. با دیدن آدم‌های این محله، دقیقاً منظور این آیه را متوجه می‌شوید. من بارها و بارها در این محله‌ها موعظه کردم. وقتی خیلی جوان بودم، شب به شب، برای بشارت دادن به محلۀ معروف به «خیابان سوم» می‌رفتم. آنجا بود که آدم‌های زیادی را دیدم که به خاطر اعتیاد به مشروبات الکلی با لباس‌های پاره و وصله و پینه، در هر گوشه و کنار، پرسه می‌زدند. بله، مشروب عجب فریبکار است! مشروب نه فقط آدم‌ها را باشخصیت و اتوکشیده نمی‌کند، بلکه کاری می‌کند دیگر اصلاً لباسی به تن نداشته باشید. این حقیقت در آن محله‌ها خیلی به چشم می‌آید. فقط کافی است خودتان بروید و آن آدم‌ها را از نزدیک ببینید.

دوباره به کتاب امثال سلیمان فصل ۲۳ بازمی‌گردیم. آیۀ ۲۹ تصویری از مستی و مِی‌گساری است. البته، در این میان، نویسنده دربارۀ روسپیگری نیز صحبت می‌کند، چون مستی و مِی‌گساری و گناهان جنسی همنشین یکدیگرند. آیۀ ۲۷ از زن روسپی حرف می‌زند که با مستی و مِی‌گساری همنشین است. اما آیۀ ۲۹ توصیفگر کسی است که مست می‌کند. «وای از آنِ کیست و شقاوت از آنِ کِه و نزاع‌ها از آنِ کدام و زاری از آنِ کیست و جراحت‌های بی‌سبب از آنِ کِه و سرخی چشمان از آنِ کدام؟ آنانی را است که شراب مدام می‌نوشند و برای چشیدن شراب آمیخته داخل می‌شوند.»

الان وقتش است این آیه را کمی توضیح بدهیم. بله، وای بر چه کسی است؟ عذاب روحی و غم و اندوه از آنِ چه کسی است؟ چه کسی با دیگران دعوا می‌کند و سر و صدا راه می‌اندازد؟ چه کسی حرف‌های بی‌معنی به زبان می‌آورد؟ چه کسی خودش را بی‌دلیل مجروح و زخمی می‌کند؟ چه کسی کنار ورودی و خروجی اتوبان تلوتلو می‌خورد؟ چه کسی به شیر آتش‌نشانی کنار خیابان برخورد می‌کند؟ چه کسی تلوتلو می‌رود و سرش به تیر برق می‌خورد؟ چه کسی خودش را به در و دیوار می‌زند؟ چه کسی از پنجره پرت می‌شود؟ چه کسی چشمانش سرخ است؟ چه کسی خودش را به دردسر می‌اندازد و با دیگران دعوا می‌کند و دلش پُر از غم و اندوه است و حرف‌های پوچ و بی‌معنی به زبان می‌آورد؟ فقط یک آدم مست این کارها را می‌کند. یک آدم مست دنبال شراب است.

اما، برای اینکه کسی در این حفره نیفتد، نویسندۀ امثال چنین می‌گوید: «به شراب نگاه مکن وقتی که سرخ‌فام است، حینی که حباب‌های خود را در جام ظاهر می‌سازد و به ملایمت فرو می‌رود.» به عبارتی، گول ظاهر فریبنده و اِغواگر شراب را نخور. آیا تا به حال به تبلیغات شراب و مشروبات الکلی توجه کردید که یک نفر بطری مشروب را که در نور می‌درخشد و برق می‌زند دستش می‌گیرد؟ آن شخص به گیلاس مشروب نگاهی می‌اندازد، سپس در یک حرکت آهستۀ دوربین، مشروب را داخل گیلاس می‌ریزد و صدای سرازیر شدن شراب به گوش شما می‌رسد. ناگفته نماند که مشروب‌خورهای حرفه‌ای هم داریم و حتی عده‌ای کارشان این است که شراب‌های مختلف را مزه‌مزه می‌کنند تا شراب ناب و مرغوب را تشخیص بدهند. همۀ این کارها را می‌کنند تا مردم را به مشروب خوردن و شراب نوشیدن تحریک بکنند.

حالا به آیۀ ۳۲ نگاه می‌کنیم: «اما، در آخر، مثل مار خواهد گزید و مانند افعی نیش خواهد زد. چشمان تو چیزهای غریب را خواهد دید و دل تو به چیزهای کج سخن خواهد گفت.»

الان از شما نمی‌خواهم از جای خودتان بلند بشوید و شهادت بدهید کدام‌یک از شما چنین تجربه‌ای داشتید. ولی می‌توان فرض را بر این قرار داد که خیلی از مردم این تجربه را داشتند. وقتی مست می‌کنید، چیزهای عجیب و غریب می‌بینید، مثلاً یک اسب شاخ‌دار جلوی چشمتان می‌بینید. از دل هم که دیگر نگوییم که هر حرف نامربوط از دلتان بیرون می‌آید به زبان می‌آورید.

به گفتۀ آیۀ ۳۴، وقتی مست می‌کنید، مثل کسی می‌شوید که در میان دریا می‌خوابد یا مانند کسی که بر سر دکل کشتی می‌خوابد. اگر با ساختار کشتی آشنا باشید، می‌دانید که حتی حرکت و تکان عرشۀ کشتی خیلی شدید است، حالا چه رسد به دکل کشتی! آدم مست، بالای دکل کشتی، چنین حس و حالی دارد!

هفتۀ پیش، یک نفر به من گفت این آیۀ ۳۴ دقیقاً حال او را توصیف می‌کند که قبلاً بارها مست می‌کرد.

حالا به آیۀ ۳۵ توجه بکنید که خیلی جالب است: «مرا زدند، اما درد را احساس نکردم. مرا زجر نمودند، اما نفهمیدم. پس کِی بیدار خواهم شد؟ و بار دیگر آن را می‌طلبم.» خیلی جالب است. آدم مست این‌همه عذاب می‌کشد. با این حال، وقتی مستی از سرش می‌رود، چکار می‌کند؟ دوباره سراغ شراب می‌رود. یکی از تفسیرگران برجستۀ عهدعتیق، به نام آقای دِی‌لیچ، دربارۀ این فصل از کتاب امثال سلیمان چنین می‌گوید: «در این آیات، نویسنده از گناه روسپیگری و بی‌عفتی به مستی و مِی‌گساری می‌رسد، چون این دو گناه به هم پیوند دارند. مستی و مِی‌گساری شهوت جسمانی را تحریک می‌کند و کاری می‌کند تا آدم مست، غرق لذت، در باتلاق شهوت و هرزگی غَلت بزند. انسانی که در تصویر خدا آفریده شده این‌چنین خودش را سرمست و سرخوش می‌کند و رفتارش مثل یک حیوان بی‌افسار خواهد بود.»

در راستای کلام این آقا، می‌دانیم که نظر کتاب‌مقدس دربارۀ مستی و مِی‌گساری بسیار واضح و روشن است. در کتاب اشعیا فصل ۵ آیۀ ۱۱ چنین می‌خوانیم: «وای بر آنانی که صبح زود برمی‌خیزند تا در پی مُسکرات [یعنی مشروبات الکلی قوی] بروند و شب دیر می‌نشینند تا شراب ایشان را گرم نماید.» یکی از نشانه‌های کسی که معتاد مشروبات الکلی است این می‌باشد که حتی صبح سحر مشروب می‌خورد. وای بر کسانی که صبح را با مشروب شروع می‌کنند و شب که می‌شود، تا مشروب نخورند، نمی‌خوابند!

البته ناگفته نماند، چون آن قدیم‌ها درصد الکل شراب خیلی کم بود، اگر می‌خواستند مست بشوند، باید کل روز شراب می‌خوردند. البته، اگر مشروب خیلی قوی می‌خوردند، سریع‌تر مست می‌شدند. ولی، اگر فقط شراب می‌خوردند، خیلی طول می‌کشید مست بشوند، چون نوع شراب‌ها با هم فرق داشت.

به هر حال، وای بر کسی که صبح را با مشروب خوردن شروع می‌کند و کل روز از مشروب خوردن دست نمی‌کشد. در این مورد، از کتاب اشعیا فصل ۲۸ و چند آیۀ دیگر مثال می‌زنم. در اشعیا فصل ۲۸، خدا ضد اِفرایِم کیفرخواست می‌دهد. به این کلام کوبنده در آیۀ ۷ توجه بکنید: «اینان از شراب گمراه شده‌اند و از مُسکرات سرگشته گردیده‌اند.» به عبارتی، شراب دیدگاه آنها را دربارۀ خدا خراب کرده است. «هم کاهن و هم نبی از مُسکرات گمراه شده‌اند.» همین‌جا، این را بگوییم که کاهنان اصلاً اجازه نداشتند لب به مشروب بزنند. چرا؟ چون کاهن نمایندۀ خدا بود. اگر کاهن مست می‌کرد و نمی‌توانست وظیفۀ خودش را به درستی انجام بدهد، کل جماعت مردم را همراه خودش بیراهه می‌برد. اما، به گفتۀ این آیه، کاهن و نبی خدا مست بودند و گمراه بودند و حرف‌هایی به زبان می‌آوردند که درست نبود. آنها در کام شراب فرو رفته بودند. مشروبات الکلی آن کاهنان و انبیا را از راه به در کرده بود. رویایی که آنها می‌دیدند گمراه و منحرف بود و در قضاوت‌ها دچار لغزش بودند. کلام آنها نادرست بود و مردم را گمراه می‌کردند.

سپس به آیۀ ۸ می‌رسیم که عمق فساد کاهنان و انبیا را نشان می‌دهد: «همۀ سفره‌ها از قِی و نجاست پُر گردیده و جایی نمانده است.» آنها همان‌جا که مشروب می‌خوردند همان‌جا هم بالا می‌آوردند و استفراغ می‌کردند و همان‌جا دستشویی می‌کردند. این نهایت فساد و عیاشی عجیب کاهنان و انبیایی را نشان می‌دهد که خدا آنها را به خدمت خوانده بود. پس جای تعجب نیست که چرا خدا آنها را داوری کرد.

حالا به اشعیا فصل ۵۶ آیۀ ۱۱ و ۱۲ نگاه بکنیم که باز هم به همین فساد خادمان خدا اشاره می‌کند. این آیات در توصیف کسانی است که قرار بود دیده‌بان قوم اسراییل و مراقب قوم باشند. اما کلام خدا می‌گوید: «این سگان حریصند که نمی‌توانند سیر بشوند و ایشان شبانند که نمی‌توانند بفهمند. جمیع ایشان به راه خود میل کرده، هر یکی به طرف خود طالب سود خویش می‌باشد و می‌گویند بیایید شراب بیاوریم و از مُسکرات مست شویم و فردا، مثل امروز، روز عظیم بلکه بسیار زیاده خواهد بود.» آنها می‌گویند: «ما مدام مشروب می‌خوریم و مست می‌کنیم.» برای همین، خدا آنها را داوری می‌کند. هرگاه کسانی که از نظر روحانی صاحب جایگاه و مقام هستند و تکلیف معنوی به دوش دارند، اما مشروب می‌خورند و مست می‌کنند، خدا آنها را به هولناک‌ترین شکل داوری می‌کند. در کتاب هوشع فصل ۴ آیۀ ۱۱ چنین می‌خوانیم: «زنا و شراب و شیره دل را می‌رباید.» اینجا باز هم خدا نوشیدن شراب و مست کردن را به زنا و بی‌عفتی و روسپیگری پیوند می‌دهد.

بسیار خوب، به نظرم، تا اینجا متوجه شدید خدا نسبت به مستی و مِی‌گساری چه احساسی دارد. شما شرارت و پلیدی مستی و مِی‌گساری را در کتاب پیدایش شاهدید که عواقب هولناک آن زنای با مَحارم است. شما می‌دانید خدا مستی و مِی‌گساری را ممنوع اعلام می‌کند. این حقیقت بارها و بارها در کلام خدا بازگو می‌شود. یک ایماندار، در هیچ مقطعی از زندگی، نباید به مشروبات الکلی تن بدهد و کنترل هوش و حواس خودش را به الکل بسپرد. همۀ ما کاهنان خدا هستیم. همۀ ما تکلیف روحانی به دوش داریم. همۀ ما وظیفه داریم کلام درست و پسندیده به زبان بیاوریم. همۀ ما نمایندۀ خدا هستیم و باید همیشه و همه‌وقت آن‌طور که شایستۀ یک نمایندۀ خدا است رفتار بکنیم. ما هرگز و هیچ‌گاه عقل و هوشمان را دست مشروب و مستی و مِی‌گساری نمی‌دهیم. مستی و مِی‌گساری، هر قدر هم که ناچیز باشد و حتی به چشم نیاید، اما معیار خدا را زیر پا می‌گذارد و مانع می‌شود تا مطابق روح خدا زندگی بکنیم.

حالا به روی دیگر سکه نگاه بکنیم. آیا می‌دانستید کتاب‌مقدس دربارۀ نوشیدن شراب به ما حکم می‌دهد؟ الان عده‌ای از شما می‌گویید: «ای بابا، تا الان با همۀ توضیحاتی که دادید خیالمان راحت شده بود که نوشیدن شراب برای ما مجاز نیست.»

بسیار خوب، اگر بخواهید عدالت را رعایت بکنید، باید این را هم بگوییم که در کتاب‌مقدس دربارۀ نوشیدن شراب حکم و فرمان داریم. در کتاب خروج فصل ۲۹ و لاویان فصل ۲۳، قوم خدا باید هدیۀ ریختنی به خیمۀ عبادت می‌آوردند و آن را به خدا تقدیم می‌کردند. آیا می‌دانستید آن هدیۀ ریختنی شراب بود؟

همچنین، به گفتۀ کتاب داوران ۹:‏۱۳ و مزمور ۱۰۴:‏۱۵، یک نوع شراب وجود دارد که دل انسان را شادمان می‌کند و انسان را خوش می‌سازد. حالا، اگر به کتاب اشعیا فصل ۵۵ آیات ۱ و ۲ نگاه بکنید، در کل، یِکه می‌خورید. اشعیا، برای دعوت انسان‌ها به نجات و رستگاری، از شراب حرف می‌زند. او می‌گوید: «بیایید و شراب بخرید.»

وقتی به عهدجدید می‌رسیم، می‌بینیم خداوند عیسی مسیح شراب نوشید و آیین شام خداوند را بنا گذاشت. پولس در رسالۀ اول تیموتائوس فصل ۵ آیۀ ۲۳ به تیموتائوس می‌گوید برای ناراحتی معده کمی شراب بنوش. واضح است که در عهدعتیق و عهدجدید شراب یک نوشیدنی پرمصرف بود. وقتی آن سامری نیکو آن مسافر را کنار جاده می‌بیند، به گفتۀ انجیل لوقا ۱۰:‏۳۴، بر زخم‌های او شراب می‌ریزد. به گفتۀ کتاب امثال سلیمان فصل ۳۱، وقتی یک نفر پیر می‌شود و بیمار می‌شود و در بستر مرگ خوابیده، برای تسکین دردش به او شراب بدهید، یعنی شراب حکم داروی بی‌حسی یا بیهوشی دارد.

بله، این درست است که در کتاب‌مقدس شاهدیم که شراب ویرانگر است، شراب آدم‌ها را مسخره می‌کند، شراب خانمان‌برانداز است، شراب باعث مستی می‌شود. می‌دانیم که خدا مستی را ممنوع اعلام می‌کند. ولی، از طرف دیگر، در بسیاری از آیات کتاب‌مقدس، متوجه می‌شویم که شراب یک نوشیدنی پسندیده و قابل قبول است. حالا شما می‌پرسید: «با همۀ این توصیف‌ها، قرار است به چه نتیجه‌ای برسیم؟» بسیار خوب، منظور من و حرف من این است که موضوع شراب هم مثل هر موضوع دیگری است که استفادۀ خوب و بد دارد. از یک انگور کوچولو که از شاخه آویزان است هم می‌توان استفادۀ مفید کرد و هم استفادۀ زیان‌بار. حالا شما دوباره می‌پرسید: «لطفاً به ما بگو باید چکار بکنیم؟ آیا می‌توانیم شراب بخوریم یا اصلاً اجازه نداریم؟ آیا کتاب‌مقدس در این مورد برای ما حرفی دارد که به ما کمک بکند؟» بله، کتاب‌مقدس در این مورد برای ما حرفی دارد. من هم قرار است همین حرف کتاب‌مقدس را برای شما توضیح بدهم.

الان وقتش است فهرست شراب مفید برای مسیحیان را برای شما اعلام بکنم. ولی ابتدا لازم است به قول معروف از هشت ایستگاه بازرسی عبور بکنید. من واقعاً نمی‌دانم شما چه پیش‌فرضی دارید. اما دلم می‌خواهد بدانید همۀ شما را دوست دارم و واقعاً اصلاً قصد ندارم از شما انتقاد یا گلایه بکنم. من فقط از شما هشت سوال می‌پرسم و دلم می‌خواهد به این سوال‌ها فکر بکنید.

در ادامۀ این پیغام، سه پرسش اول را بررسی می‌کنیم. من معتقدم این سوال‌ها به شما کمک می‌کند یک تصمیم قطعی بگیرید. ولی، قبل از هر چیز، این را هم بگوییم که کتاب‌مقدس نوشیدن شراب را ممنوع نکرده است. بسیار خوب، عجله نکنید و لطفاً سریع به این حرفم آمین نگویید، چون ممکن است بغل‌دستی شما از این حرف یِکه خورده باشد. اما واقعاً کتاب‌مقدس نوشیدن شراب را ممنوع نکرده است. اگر کتاب‌مقدس نوشیدن شراب را ممنوع کرده بود، من فقط همان یک آیه را دربارۀ ممنوع بودن خوردن شراب برای شما می‌خواندم و دعا می‌کردیم و برمی‌گشتیم خانه‌هایمان، چون این موعظه همین‌جا تمام می‌شد. ولی کتاب‌مقدس از این ممنوعیت حرف نمی‌زند. کتاب‌مقدس نمی‌گوید لب زدن به شراب ممنوع است. اما نکاتی را برای ما توضیح می‌دهد تا بدانیم باید چکار بکنیم.

حالا برویم سراغ اولین سوال. اولین سوال این است که آیا امروز نوشیدن شراب مثل نوشیدن شراب در زمانی است که کتاب‌مقدس نوشته شد؟ سوال بهتر این است که آیا شرابی که امروز موجود است همان شرابی است که در زمان عهدعتیق و عهدجدید مصرف می‌کردند؟ این سوال را از این جهت می‌پرسم که امروز عده‌ای از مسیحیان توجیهشان برای نوشیدن شراب این است که به کتاب‌مقدس استناد می‌کنند و بنا بر اشارۀ کتاب‌مقدس به شراب آنها نیز به خودشان حق می‌دهند شراب بنوشند. این دسته مسیحیان می‌گویند: «عیسی مسیح شراب نوشید، رسولان مسیح شراب نوشیدند، مردم عهدعتیق شراب نوشیدند، مردم عهدجدید شراب نوشیدند، پس نوشیدن شراب ایراد ندارد.»

وقتی به استدلال این آدم‌ها فکر می‌کنم، به خودم می‌گویم: «چه خوب که آنها می‌خواهند با معیار کتاب‌مقدس پیش بروند. به عقیدۀ آنها، مردم در کتاب‌مقدس شراب خوردند، چرا ما نخوریم؟» سپس این دسته از مسیحیان می‌گویند: «زمان‌های قدیم، یخچال وجود نداشته، پس حتماً که شراب تخمیر می‌شد. آنها شراب تخمیرشده می‌خوردند، ما هم شراب تخمیرشده می‌خوریم. پس مشکلی نیست.»

بسیار خوب، بعد از شنیدن همۀ این حرف‌های مسیحیان، اولین سوالی که به ذهنم می‌آید این است: «آیا شرابی که امروز در بازار موجود است همان شراب دوران عهدعتیق و عهدجدید است؟ آیا شرابی که آنها می‌خوردند با شرابی که ما امروز می‌خوریم یکی است؟» اگر منطق ما این باشد که چون در کتاب‌مقدس مردم شراب می‌خوردند، پس ما هم می‌توانیم شراب بخوریم، سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا هر دو شراب، یعنی شراب قدیم و شراب امروز که در بازار موجود است، نوع و کیفیت و محتویات یکی است؟ اگر نوع شراب ما با شراب آنها یکی نیست، پس این استدلال نقض می‌شود و باید سراغ استدلال بعدی برویم. من در سه هفتۀ گذشته در این مورد تحقیق و مطالعه کردم و معلومات بی‌نظیری پیدا کردم که اگر صبر داشته باشید، آنها را به اطلاع شما می‌رسانم.

برای شروع، چند کلمه را از کتاب‌مقدس به شما نشان می‌دهم و آنها را با هم بررسی می‌کنیم. اولین کلمه واژۀ یونانی oinos «ای‌نوس» می‌باشد. این واژه صرفاً به آب انگور اشاره می‌کند. این واژۀ کلی و بسیار رایج است و کلمۀ معمول در عهدجدید برای «شراب» می‌باشد.

اما، در عهدعتیق، معادل واژۀ «ای‌نوس» کلمۀ عبری «یایین» می‌باشد. این کلمه صد و چهل و یک بار در عهدعتیق به کار رفته است. توجه بکنید که واژۀ «یایین» به «شراب آمیخته» اشاره دارد. باز هم توجه بکنید که این شراب با شراب‌های دیگر آمیخته نیست، بلکه معمولاً آمیخته با آب است. گاه، این شراب با عسل آمیخته بود، گاه با گیاهان عطردار، گاه با گیاه مُرّ. به هر حال، همیشه با یک ماده‌ای آمیخته بود. حتی، زمانی هم که شراب با عسل و مُرّ و گیاهان عطردار آمیخته بود، آن را با آب هم مخلوط می‌کردند. پس، آن قدیم‌ها، شراب ترکیب‌های مختلف داشت. «یایین» شراب آمیخته بود.

من این اطلاعات را از کتاب «دانش‌نامۀ یهودیان، چاپ ۱۹۰۱ میلادی» جمع‌آوری کردم. منظورم این است که حرفم دربارۀ شراب تفسیر مسیحیان نیست که به قول معروف از خودمان اختراع کرده باشیم. خود یهودیان، در بررسی آثار ادبی به زبان عبری، در ارزیابی واژگان و کلمات عبری، این را گفته‌اند که «یایین» به معنی «شراب آمیخته» است.

حالا به واژۀ بعدی می‌رسیم. واژۀ بعدی، در زبان یونانی، gleukos «گِلِوْکوز» می‌باشد که ریشۀ کلمۀ «گُلوکز» یا همان مولکول قند است. در زبان یونانی، «گِلِوْکوز» به معنی «شراب تازه» می‌باشد. در کتاب اعمال رسولان ۲:‏۱۳، در روز پنطیکاست، مردم در اشاره به رسولان مسیح می‌گویند: «از شراب تازه مست شده‌اند.» بله، این شراب تازه بود، اما دقت بکنید که این شراب، با اینکه تازه بود، اما تخمیر شده بود. آن قدیم‌ها، خیلی طول نمی‌کشید که شراب تخمیر بشود. آن روزگار، چون یخچال و وسیلۀ خنک‌کننده وجود نداشت، حتی شرابی هم که به تازگی از انگور گرفته شده بود، خیلی زود، تخمیر می‌شد. از این‌رو، حتی شراب تازه که هنوز جا نیفتاده و شراب کهنه نبود، باز هم، باعث مستی می‌شد. برای همین، در اعمال رسولان ۲:‏۱۳، مردم می‌گویند: «از شراب تازه مست شده‌اند.» واقعیت این است که تازه بودن شراب به این معنی نبود که خطر مستی نداشت. حتی شراب تازه در یک چشم به هم زدن تخمیر می‌شد.

البته واضح است که اگر آب انگور را بگیرید و آن را همان‌موقع بخورید، قطعاً تخمیر نمی‌شود. اما، آب انگوری که روزها و هفته‌ها یا چندین ماه یک‌جا می‌ماند و تازگی خودش را از دست می‌داد به گِلِوْکوز یا شراب تازه تبدیل می‌شد و همین شراب تازه البته که تخمیر هم می‌شد.

این را هم بگوییم که واژۀ گِلِوْکوز، در عهدعتیق، در زبان عبری، «تیقُش» می‌باشد که به معنی شراب تازه است. در کتاب هوشع ۴:‏۱۱، که آن را قبلاً برای شما خواندم، کلمه‌ای که برای «شراب» به کار رفته است «تیقُش» می‌باشد. توجه بکنید که همین آیه به ما می‌گوید شراب تازه مردم را مست می‌کند. بنابراین، شراب تازه، که تیقُش و گِلِوْکوز نام دارد، باعث مستی می‌شود. پس نمی‌توان گفت کسی با شراب تازه مست نمی‌شود.

حالا سراغ یک کلمۀ دیگر برویم. کلمۀ دیگری که در عهدعتیق به کار رفته است «شاکاق» می‌باشد که به معنی مشروب قوی است که خالص است و رقیق نیست. معادل این واژه در عهدجدید کلمۀ sikera «سیکِرا» می‌باشد که باز هم به معنی مشروب قوی است که خالص است و رقیق نیست.

پس، تا اینجا، با سه کلمه آشنا شدیم: «ای‌نوس» و «یایین» که شراب آمیخته با آب است. در روزگاران قدیم، این نوع شراب بیشترین مصرف را داشت. سپس به «گِلِوْکوز» و «تیقُش» می‌رسیم که شراب تازه است. البته، به گفتۀ نوشته‌های تاریخی، این شراب تازه نیز با آب آمیخته بود. کلمۀ سوم «سیکِرا» و «شاکاق» می‌باشد که همان شراب ناب است و با هیچ‌چیز آمیخته نیست. این نوع شراب از تولید به مصرف است، آن را از خوشۀ انگور داخل پیاله می‌ریزند و سر می‌کشند.

حالا، بر مبنای این سه کلمه و سه نوع شراب، به شما یک پیش‌زمینۀ تاریخی می‌دهم که مطمئنم برای شما خیلی جالب خواهد بود. اما، ابتدا، نتیجه‌گیری خودم را به شما می‌گویم تا بدانید قرار است چه مسیری را طی بکنیم و به کجا برسیم. نتیجه‌گیری من این است: آن شرابی که مردم در عهدعتیق و عهدجدید مصرف می‌کردند لزوماً همان شرابی نیست که امروز در بازار موجود است. شرابی که امروز مردم می‌نوشند شرابی نیست که با آب آمیخته باشد. شراب امروز شراب ناب است. اما شرابی که کتاب‌مقدس از آن نام می‌برد شراب ناب نیست. الان برای شما توضیح می‌دهم چرا شراب کتاب‌مقدس شراب ناب نیست.

اول از همه اینکه بعضی از شراب‌های دوران کتاب‌مقدس اصلاً و ابداً باعث مستی نمی‌شدند و تخمیر نشده بود. به گفتۀ آقای سموییل لی، استاد دانشگاه کمبریج، «یایین» یا همان شراب آمیخته و «ای‌نوس» که در دایرۀ واژگان عهدجدید همان شراب آمیخته است، صرفاً، به یک نوشیدنی الکلی که تخمیر شده و باعث مستی می‌شود اشاره ندارد، بلکه معمولاً منظور یک شهد و شربت غلیظ است که آن را می‌جوشاندند تا قدرت ماندگاری آن را بالا ببرند و بتوانند آن را مدت طولانی مصرف کنند. در آن روزگار، این کار خیلی رواج داشت که آب انگور را می‌گرفتند، آن را می‌جوشاندند تا آب انگور بخار بشود و قابلیت تخمیر شدن را از دست بدهد. سپس، وقتی آب انگور کاملاً بخار می‌شد، انگور کوبیده را که به شکل خمیر درآمده بود در ظرف‌های مخصوص نگهداری می‌کردند.

بسیار خوب، این همان کاری است که کدبانوهای امروزی انجام می‌دهند. امروز هم خانم‌های خانه‌دار تُرشی و مربّا درست می‌کنند، دقیقاً مثل آن زمان که این شهد و شربت و شیرۀ انگور غلیظ را درست می‌کردند. این هم ناگفته نماند که در فرآیند جوشاندن آب انگور، هر مقدار آب انگور که ته ظرف باقی می‌ماند دیگر قابلیت تخمیر شدن نداشت. آن ته‌ماندۀ آب انگور را در مَشک‌های شراب تازه نگهداری می‌کردند.

پس آن مردم با تنظیم زمان مناسب و مکان مناسب، دقیقاً، می‌دانستند چکار بکنند تا میزان الکلی شدن محصولی را که تولید می‌کردند کاهش بدهند. بنابراین، این درست نیست که بگوییم، چون یخچال و وسایل خنک‌کننده نداشتند، مجبور بودند مشروبات الکلی مصرف بکنند. خیر، آنها کار خودشان را بلد بودند.

این را هم بگوییم آن شهد و شیرۀ غلیظی که از جوشاندن آب انگور به دست می‌آمد شبیه مربّای انگور بود که آن را روی نان می‌مالیدند و نوش جان می‌کردند. وقتی هم آب انگور هوس می‌کردند، به گفتۀ آقای پِلینی، تاریخ‌دان رومی، انگورها را می‌چلاندند و آنها را آبگیری می‌کردند، بعد، مقداری آب به آن اضافه می‌کردند و می‌خوردند. این هم یادمان باشد که وقتی انگورها را می‌جوشاندند و آب آن بخار می‌شد، سپس به آن شیرۀ غلیظ، که ته ظرف جمع شده بود، آب اضافه می‌کردند تا رقیق بشود. به این ترتیب، یک نوشیدنی تولید می‌کردند که نه تخمیر شده بود و نه کسی را مست می‌کرد. من، طبق تحقیقات و اطلاعاتی که به دست آوردم، فهمیدم این نوشیدنی مورد علاقۀ مردم آن دوره و زمانه بود. برای همین، به گفتۀ آقای سموییل لی، معلوم است همۀ مردم به همین شکل شراب درست می‌کردند و آن را انبار می‌کردند. به هر حال، خیلی واضح است که نگهداری شیرۀ انگور رقیق‌شده خیلی راحت‌تر از نگهداری خُمره‌های بزرگ و جاگیر شراب بود.

حالا سراغ نویسندگان قدیمی برویم که دربارۀ شرابی که دوران باستان موجود بود صحبت می‌کنند. من از این نویسندگان نقل‌قول می‌کنم تا بدانید در این مورد منابع معتبر وجود دارد. آقای هوراس [از شاعران معروف در امپراتوری روم، سال ۳۵ قبل از میلاد] چنین گفته: «زیر سایه، جرعه‌جرعه، نوش‌نوش شیره و شهد شراب.» پس این آقای شاعر و بقیۀ مردم می‌دانستند شرابی وجود دارد که باعث مستی نمی‌شود. به گفتۀ آقای پُلوتارک [تاریخ‌نویس یونانی، سال ۶۰ میلادی]، «شراب تصفیه‌شده نه رگ‌های مغز را ملتهب می‌کند، نه روی ذهن و عقل و هوش اثر می‌گذارد، و نه احساسات را بالا و پایین می‌کند. نوشیدن چنین شرابی بسیار دلنشین‌تر و خوشایندتر است.» به عبارتی، آقای پُلوتارک می‌گوید: «من شراب بدون الکل را می‌پسندم که نه رگ‌های مغز را ملتهب می‌کند و نه ضرر و زیان دیگری دارد. نوشیدن این شراب خیلی لذیذتر است.»

حالا به گفتۀ آقای ارسطو [فیلسوف یونان باستان] توجه بکنید: «شراب منطقۀ آرکادیا خیلی غلیظ بود، آن‌قدر غلیظ که باید لِردی را که در آب حل نشده و کف خُمره ته‌نشین شده بود با ناخن می‌تراشیدی.» آقای ویرژیل [شاعر رومی،] سی سال قبل از میلاد، دربارۀ یک نوع شراب صحبت می‌کند که در واقع یک شربت گوارا و یک شیرۀ دلچسب است که از جوشاندن انگورها و نگهداری آن در خُمره‌ها به دست می‌آید.

هومر [شاعر یونانی،] در کتاب حماسی خودش، به نام اودیسه، به ما چنین می‌گوید: «اولیس مَشک شراب شیرین را که رنگ آن به سیاهی می‌زد همراه خود داخل قایق برد. او شرابی را نوشید که با مقداری آب رقیق شده بود.» بله، آن شیره و شربت غلیظ را باید با آب قاطی می‌کردند که بتوانند جرعه‌جرعه بنوشند.

آقای کولومِلا [از نویسندگان معروف در امپراتوری روم] و سایر نویسندگان هم‌دورۀ رسولان مسیح، در نوشته‌های خودشان، ما را باخبر می‌کنند که در ایتالیا و یونان رسم بر این بود که شراب را می‌جوشاندند. البته، اگر می‌خواستند درصد بالای الکل در شراب حفظ بشود، طبیعی است که آن را نمی‌جوشاندند.

حالا به کلام اُسقف اعظم، آقای پاتِر، متولد سال ۱۶۷۴ میلادی، توجه بکنید. آقای پاتِر در کتابش، به نام «یونانیان باستان،» چاپ اِدینبِرا، سال ۱۸۱۳، جلد یازدهم، صفحۀ ۳۶۰، چنین می‌گوید: «اهالی منطقۀ لاکونیا شراب را روی آتش می‌جوشاندند، سپس آن را می‌نوشیدند.» آقای پاتِر از یک فیلسوف یونانی مشهور، به نام دِموکریتوس، نام می‌برد که به اروپا، آسیا، و آفریقا سفر کرده بود. آقای پاتِر از پالادیوس نام می‌برد که یک پزشک یونانی بود. به گفتۀ آقای پاتِر، هر دو نفر دربارۀ نوع شرابی که یونانیان مصرف می‌کردند نظر مشابهی دارند.

بسیار خوب، این اشخاص صاحب‌نظر دوران باستان آب انگور جوشیده را شراب می‌نامند.

بسیاری از شما نام «شراب اُپیمیان» به گوشتان خورده است. به گفتۀ آقای پِلینی، تاریخ‌دان رومی، این شراب به غلیظی عسل بود. همۀ هدف من از این مثال‌ها و نمونه‌ها این است که به شما نشان بدهم کیفیت شرابی که این افراد از آن حرف می‌زنند در تاریخ ریشه دارد. آقای دونِوان، استاد دانشگاه، در یکی از کتاب‌های تفسیر کتاب‌مقدس چنین می‌گوید: «برای اینکه شراب جا بیفتد، رومیان آب انگور را می‌جوشاندند تا آب اضافۀ آن تبخیر بشود و به یک غلظت مشخص برسد.»

بله، رومیان به این روش آب انگور را غلیظ می‌کردند و از آن شیرۀ انگور می‌گرفتند. البته این فقط رسم رومیان نبود. یهودیان نیز شراب را به همین روش عمل می‌آوردند. به گفتۀ کتاب میشناه [یعنی احکام شفاهی که مجتهدان مذهبی یهود بنا گذاشته بودند و در کتابی به این نام جمع‌آوری شده بود]، عادت یهودیان این بود که شراب جوشیده مصرف می‌کردند. آقای دابلیو. جی. بِران [تاریخ‌دان آمریکایی]، در قرن هجدهم میلادی، که به آفریقا و اروپا و آسیا سفر کرده بود، عنوان می‌کند در کشور سوریه، به احتمال زیاد، وقتی انگورها را می‌چلانند و آب آنها را می‌گیرند، آب انگور تازه را می‌جوشانند تا غلیظ بشود. سپس آن را داخل ظرف‌های مخصوص نگهداری می‌کنند.

حالا به این کلام دکتر نیومَن توجه بکنید که در شهر برلین، در قرن هجدهم میلادی، استاد شیمی بود. این آقای دکتر می‌گوید، «قابل توجه است که وقتی آب‌میوۀ شیرین را می‌جوشانید و آن را غلیظ می‌کنید، در این حالت، تخمیر نمی‌شود. حتی، وقتی آن را با آب رقیق می‌کنید، باز هم به آسانی تخمیر نمی‌شود.» منظور این است که وقتی آن مادۀ غلیظ ته‌ماندۀ ظرف را رقیق می‌کنید و آن را داخل ظرف می‌ریزید تا جا بیفتد، به هر حال، فرآیند تخمیر صورت می‌گیرد، اما این فرآیند تخمیر خیلی کند و آهسته خواهد بود.

عزیزان، جانِ کلام همۀ این توضیحات این است که آن عصاره و شهد غلیظ، که از جوشاندن آب انگور به دست می‌آید، کسی را مست نمی‌کند. ناگفته نماند که این شیرۀ انگور، امروز، در بازار موجود است. امروز، در تاکستان‌های اسراییل، اردن، و لبنان شیرۀ انگور تولید می‌کنند. مردم از این شیرۀ انگور در آشپزی استفاده می‌کنند، حتی آن را روی نان می‌مالند و می‌خورند. این شیرۀ انگور نیازی به یخچال ندارد و زمانی که با آب مخلوط می‌شود، یک نوشیدنی به شما می‌دهد که تخمیر نشده است.

پس هدف من از این گفته‌ها این است که بدانید و آگاه باشید آن شرابی که آن زمان‌ها مصرف می‌کردند همین شرابی نیست که امروز در بازار موجود است. در دوران کتاب‌مقدس، شراب به معنی شیرۀ انگور بود که آن را از آب انگور می‌گرفتند، اما این شیرۀ انگور نه تخمیر می‌شد و نه کسی را مست می‌کرد.

به طور کلی، حرف من این است: شما نمی‌توانید بر این مبنا که زمان کتاب‌مقدس مردم شراب می‌خوردند، شراب خوردن را برای خودتان توجیه بکنید. توجیه شما فقط در صورتی پذیرفته می‌شود که ثابت بکنید شما نیز همان شرابی را می‌نوشید که مردم در روزگار کتاب‌مقدس می‌نوشیدند. ولی، اگر نمی‌توانید ثابت بکنید این شراب همان شراب است، باید این توجیه و دلیل و برهان را کنار بگذارید. البته باز مختارید که بگویید: «ولی من باز هم برای شراب خوردن دلیل دارم.» بسیار خوب، مشکلی نیست. با هم دلیل دیگر را بررسی می‌کنیم. اما بدانید که دلیل و برهان قبلی توجیه‌پذیر نیست، مگر اینکه شراب امروزی همان شراب قدیم‌ها باشد.

اینجا لازم است یک مورد دیگر را هم اضافه بکنیم. در دوران کتاب‌مقدس، علاوه بر اینکه مردم شیرۀ انگور مصرف می‌کردند، هر از گاه، شراب مایع را که البته تخمیر شده بود در خُمره می‌ریختند و آن را انبار می‌کردند. آقای رابرت اِستِین، در مقاله‌ای که سال ۱۹۷۵ در مجلۀ «مسیحیت امروز» چاپ شد، چنین توضیح می‌دهد: «آن زمان، این‌طور نبود که مردم همیشه و همه‌وقت عصارۀ انگور را بگیرند و شیرۀ انگور را با آب قاطی بکنند و مصرف بکنند. گاه، اگر وقت نداشتند، یا به هر دلیل دیگری شراب مایع را در کوزه‌های بزرگ، که خُمره نام داشت، نگهداری می‌کردند. سپس، وقتی می‌خواستند این شراب ناب و خالص را مصرف بکنند، آن را از خُمره داخل جام‌های بزرگ می‌ریختند. بعد، به آن جام شراب آب اضافه می‌کردند تا آن را رقیق بکنند. پس از آن، شراب را درون یک ظرف پهن به نام سَبوی دسته‌دار می‌ریختند و آن را جرعه‌جرعه می‌نوشیدند. البته هیچ‌گاه شراب را مستقیم از خُمره درون سَبو نمی‌ریختند. ابتدا، باید شراب را داخل جام‌های بزرگ می‌ریختند، سپس درون سَبوی دسته‌دار. به عبارتی، هرگز شراب را قبل از آنکه با آب رقیق نمی‌شد مصرف نمی‌کردند. جانِ کلام اینکه اگر عصاره و شیرۀ انگور نداشتند، اگر فقط شراب مایع و تخمیر شده موجود بود، آن را با آب مخلوط می‌کردند و می‌نوشیدند.»

این را هم بگوییم که بنا بر اطلاعاتی که از نوشته‌های تاریخی به دست آمده، نسبت ترکیب آب و شراب از این قرار بود: بالاترین نسبت نسبت بیست به یک بود، یعنی بیست واحد آب و یک واحد شراب. پایین‌ترین نسبت هم نسبت سه به یک بود، یعنی سه واحد آب و یک واحد شراب.

الان با دقت به این نکته توجه بکنید: حتی، از نظر غیرایمانداران، نوشیدن شراب خالص، یعنی شرابی که با آب آمیخته نبود، نشانۀ بی‌تمدنی بود، کار بَربریان یا انسان‌های بی‌تمدن بود. آتاناسیوس [از پدران اولیۀ کلیسا در قرن چهارم میلادی] از مِنِستِئوس [پادشاه افسانه‌ای آتن] چنین نقل‌قول می‌کند: «شراب بزرگ‌ترین برکت خدایان به انسان‌های فانی است، هدیه به کسانی است که آن را به درستی مصرف می‌کنند. اما برای آنان که شراب را بی‌اندازه می‌نوشند لعنت است، نه برکت. شرابی که به درستی مصرف شود برای آنها خوراک است و قوت جسم و جان. این شراب در طبابت مفید است و کارآمد. شراب را با مایعات و با دارو مخلوط می‌کنند تا مرهم زخم باشد. آنها که شراب آمیخته را به تعادل می‌نوشند چه بسا که به سلامتی نوش می‌کنند که چه دلچسب و دلنشین است! اما، اگر حد و مرز را رد کنید، اگر پا از گلیم بیرون بگذارید، حاصلش آسیب است و زیان و ضرر. حتی نصف آب و نصف شراب، باز هم جنون است و پریشان‌حالی. اگر شراب ناب بنوشید که به کل بیهوش می‌شوید و از حال می‌روید.»

در راستای این نقل‌قول، توجه بکنیم که آن مردمان باستانی شراب آمیخته و رقیق‌شده مصرف می‌کردند. حتی نسبت یک به یک آب و شراب از نظر آنها نشانۀ بی‌تمدنی بود. در مطالعاتی که دربارۀ ترکیب آب و شراب داشتم، پایین‌ترین نسبتی که پیدا کردم نسبت سه به یک بود.

به هر حال، واضح است که در دوران باستان شراب دارو بود و البته که نوشیدنی هم بود. اما، به وقت نوشیدن، همیشه آن را رقیق می‌کردند. مردم باستان یا به عصاره و شیرۀ انگور آب اضافه می‌کردند و یا شراب تخمیرشده را که به حالت مایع بود از خُمره داخل جام می‌ریختند، سپس شراب را در جام با آب رقیق می‌کردند و آن‌گاه نوبت نوشیدن می‌رسید. اما حتماً شراب رقیق‌شده می‌نوشیدند، نه شراب ناب. البته نسبت آب به شراب می‌تواند مختلف باشد، اما مهم این است که فقط انسان‌های بی‌تمدن شراب را خالص و ناب می‌نوشیدند. حتی نسبت یک به یک آب و شراب نیز مشروب الکلی به حساب می‌آمد و ترکیب دلپذیر و خوشایندی نبود.

بنابراین، واژۀ «شراب،» که در عهدعتیق «یایین» می‌باشد و در عهدجدید «ای‌نوس،» شرابی است آمیخته با آب. این را هم بگوییم که زمان‌های قدیم، وقتی می‌خواستند از شراب ناب و خالص نام ببرند، آن را شراب بی‌جام می‌نامیدند، یعنی جام در میان نبود. به عبارتی، شراب را بی‌آنکه در جام با آب مخلوط بکنند، مستقیم، از خُمره داخل سَبو می‌ریختند.

عزیزان، منظور من از همۀ این توضیحات این می‌باشد: حتی فرهنگ آن زمان قبول نمی‌کرد شراب را بی‌آنکه با آب رقیق شده باشد بنوشند. بدیهی است آن قدیم‌ها مشروبات الکلی قوی را با آب قاطی نمی‌کردند، اما فقط آدم‌های بی‌تمدن این مشروبات الکلی قوی را مصرف می‌کردند.

می‌دانید که پس از پایان دوران عهدجدید، که نوشتن کتاب‌مقدس کامل شد، پس از گذر کلیسای عهدجدید، وارد دوران کلیسای اولیه می‌شویم. در این دوران، کلیسای اولیه کتابی نوشت به نام «سنّت رسولان.» در این کتاب چنین می‌خوانیم که کلیسای اولیه در خصوص مصرف شراب پیروِ همان رسم و سنّت دوران عهدجدید بود، به این معنی که فقط شراب آمیخته مصرف می‌کردند. آنها یا شیرۀ انگور را با آب مخلوط می‌کردند و یا شراب مایع را با آب رقیق می‌کردند.

الان شما می‌پرسید: «همۀ اینها چه اهمیت خاصی دارد؟ منظور کلی شما از همۀ این حرف‌ها چیست؟» بسیار خوب، همۀ حرف من این است: اگر توجیه شما برای نوشیدن شراب این است که می‌گویید مردم در کتاب‌مقدس شراب می‌نوشیدند، باید ارزیابی بکنید و بررسی بکنید تا ببینید شرابی که امروز می‌نوشیم آیا همان شرابی است که آنها می‌نوشیدند یا نه.

واقعیت این است که با توجه به جزییاتی که تا الان بررسی کردیم، متوجه شدیم که مردم در دوران عهدعتیق و عهدجدید یا شهد و شربت و شیرۀ انگور مصرف می‌کردند که اصلاً و ابداً کسی را مست نمی‌کند و یا اینکه شراب خالص را با آب رقیق می‌کردند و درصد الکل و میزان مستی آن را به کم‌ترین حد می‌رساندند.

الان لازم است در مورد درصد الکل چند مثال بزنم. من از مرکز مشاورۀ ترک اعتیاد مشروبات الکلی این اطلاعات را به دست آوردم: آبجو چهار درصد الکل دارد. شراب نُه تا یازده درصد الکل دارد، فرقی هم نمی‌کند شراب چندساله باشد، چون در هر حال تخمیر شده است و نُه تا یازده درصد الکل دارد. عرق شراب، که بِرندی نام دارد، پانزده تا بیست درصد الکل دارد. سایر مشروبات الکلی، از انواع و اقسام ویسکی گرفته و غیره و غیره، چهل تا پنجاه درصد الکل دارند. به عبارتی، نسبت الکل تقریباً نصف به نصف است.

با این توصیف، در زمان عهدعتیق و عهدجدید، اگر کسی مشروبی مصرف می‌کرد که بین پانزده تا پنجاه درصد الکل داشت، قطعاً جزو بَربریان و آدم‌های بی‌تمدن به حساب می‌آمد. بنابراین، اصلاً نیازی به بحث و گفتگو نیست که آیا مسیحیان اجازه دارند مشروبات الکلی بنوشند یا نه. به نظرم، نتیجه خیلی واضح است. در واقع، حتماً متوجه هستید که امروزه اگر قرار است مشروب بخورید و همزمان عقلتان هم سر جای خودش باشد، فقط باید لبتان را تَر بکنید و آن را مزه‌مزه بکنید، چون، به خاطر درصد الکل بالایی که این مشروبات دارند، خیلی سنگین و قوی هستند. حالا بماند که خوردن مشروبات الکلی از نظر پزشکی چه ضربه‌هایی به بدن می‌زند، بماند که الکل برای بدن چه ضررهای دارد! البته امتحانش خیلی سخت نیست. فقط کافی است یک آدم مست را یک روز از کنار جوی آب بردارید و بیمارستان ببرید و با چشم خودتان ببینید که این آدم، با یک کبد ازکارافتاده، وقت زیادی در این دنیا ندارد.

با همۀ این حرف‌ها، حالا همۀ جوانب را بسنجیم و ببینیم با یک سبک و سنگین کردن محافظه‌کارانه به چه نتیجه‌ای می‌رسیم. ما فهمیدیم شراب تخمیرشده نُه تا یازده درصد الکل دارد. حالا فرض بکنیم می‌خواهیم این شراب را با آب مخلوط بکنیم و آن را بنوشیم. من کمترین نسبتی که در این تحقیقات پیدا کردم نسبت سه واحد آب به یک واحد شراب است. اینجا اصلاً به نسبت‌های بالا کار نداریم، یعنی نسبت پنج واحد آب به یک واحد شراب یا ده واحد و پانزده واحد آب به یک واحد شراب را کار نداریم و کمترین نسبت را در نظر می‌گیریم، یعنی نسبت سه واحد آب به یک واحد شراب.

شما، داخل خُمره، شراب تخمیرشده دارید، با نُه تا یازده درصد الکل. حالا این شراب را به نسبت سه به یک با آب مخلوط می‌کنید، یعنی سه واحد آب و یک واحد شراب را داخل جام بزرگ با هم مخلوط می‌کنید. حالا ببینید نتیجه چه می‌شود: در این محصول نهایی، درصد الکل دو ممیز بیست پنج تا دو ممیز هفتاد و پنج خواهد بود که البته درصد خیلی پایینی است. یک نوشیدنی معمولاً باید سه ممیز دو درصد الکل داشته باشد تا مشروب الکی به حساب بیاید.

پس شما شرابی در اختیار دارید که درصد الکل آن خیلی پایین است. حالا، این شرابی که آن را با سه واحد آب ترکیب کردید شما را موقعی مست می‌کند که کل روز یک‌جا بنشینید و این شراب را سر بکشید تا مست بشوید. دقیقاً، برای همین، کتاب‌مقدس به رهبران کلیسا می‌گوید: «مبادا که تا دیروقت دل از شراب نکنید.» به عبارتی، اگر قرار بود با شرابی که دوران کتاب‌مقدس موجود بود مست بشوید، باید با برنامه‌ریزی قبلی یک‌جا می‌نشستید و بی‌وقفه شراب می‌خوردید تا مست بکنید. یا اینکه با خودتان می‌گفتید: «تصمیم گرفتم مست بکنم.» سپس می‌نشستید و شراب ناب را سر می‌کشیدید، یعنی، اگر تصمیم داشتید مست بکنید، شراب را با آب قاطی نمی‌کردید و هم‌پیالۀ بَربریان می‌شدید.

اما هشدار کتاب‌مقدس این است: «درصد الکل این شراب خیلی کم است. پس حواستان باشد خودتان را در موقعیتی قرار ندهید که یک‌جا بنشینید و طولانی‌مدت، جرعه‌جرعه، شراب بنوشید و مست بشوید.»

همۀ حرف بر سر این است که شرابی که آن قدیم‌ها می‌نوشیدند، اگر آن را به نسبت سه به یک ترکیب می‌کردند، حدود دو ممیز بیست و پنج تا دو ممیز پنجاه درصد الکل داشت، اما این درصد الکل آن‌قدر پایین بود که اصلاً آن شراب جزو مشروبات الکلی به حساب نمی‌آمد.

پس، عزیزان، شما چه شیرۀ انگور را در آن زمان در نظر بگیرید یا حتی اگر شرابی را که با آب قاطی می‌شد در نظر بگیرید، در هر صورت، شرابی که آن روزها مردم مصرف می‌کردند اصلاً قابلیت مست کردن نداشت و یا درصد الکل آن خیلی ناچیز بود. از این‌رو، فقط کسانی مست می‌شدند که دلشان می‌خواست مست بشوند و تصمیم می‌گرفتند، تمام روز، آن‌قدر بنوشند تا مست بکنند.

یادم می‌آید آقایی را دیدم که فقط با سه تا چهار گیلاس شراب، کمتر از یک ساعت، مست شد و هوش و حواسش را از دست داد. اما شرابی که در زمان عهدعتیق و عهدجدید موجود بود آدم‌ها را به این سرعت مست نمی‌کرد. شما باید مدت طولانی شراب می‌خوردید تا مست بکنید.

عزیزان، دوباره تکرار می‌کنم: شما نمی‌توانید شرابی را که آن زمان موجود بود مبنای شراب خوردن در زمانۀ ما، الان، قرار بدهید. اگر مردم زمانۀ کتاب‌مقدس شراب خوردن ما را نگاه می‌کردند، ما را بی‌تمدن می‌نامیدند. شرابی که آنها می‌خوردند این شرابی نیست که امروز ما می‌خوریم.

دوباره به پرسش اول بازگردیم: آیا شرابی که امروز در بازار موجود است همان شرابی است که در زمان عهدعتیق و عهدجدید موجود بود؟ خیر، این شراب همان شراب نیست. حالا سوال دوم این است که آیا واجب است یا لزومی دارد شراب بنوشیم؟

بسیار خوب، این را می‌دانم که در دوران عهدعتیق و عهدجدید شراب نوشیدن ضرورت داشت. شاید امروز هم زمان‌هایی پیش بیاید که نوشیدن شراب ضرورت داشته باشد. منظورم این است که کتاب‌مقدس ما را منع نمی‌کند که لب به شراب بزنیم، چون کتاب‌مقدس می‌داند، در مقطعی از تاریخ، موقعیت‌هایی برای شما پیش می‌آید که چاره‌ای ندارید و باید شراب بنوشید. برای مثال، اگر در کشور خاصی هستید که تنها نوشیدنی موجود در بازار شراب است و جان شما از شدت تشنگی در خطر است و چارۀ دیگری ندارید، طبیعی است که هر آنچه در فروشگاه موجود است می‌خرید و آن را مصرف می‌کنید. پس این‌طور نیست که کتاب‌مقدس، چشم‌بسته، اعلام بکند که حتی اجازه ندارید لب به شراب بزنید.

اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا در دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم ضرورت دارد شراب بنوشیم؟ بسیار خوب، این درست است که خداوند عیسی مسیح شراب آفرید و خودش هم دربارۀ شراب صحبت می‌کند. این درست است که مردم در عهدعتیق شراب مصرف می‌کردند، چون، در جامعۀ آن زمان، نوشیدن شراب ضرورت داشت. ولی حالا شما از همۀ اینها نتیجه نگیرید که شراب دوران کتاب‌مقدس تخمیر شده بود و مردم را مست می‌کرد. خیر، لطفاً این نتیجه‌گیری را نکنید، چون شراب آن روزگار این‌گونه نبود.

البته، در همان زمان‌های قدیم، موقعیت‌هایی وجود داشت که میزبان شرابی را به مهمان تعارف می‌کرد که نسبت آب و شراب آن یک به یک بود، یعنی یک واحد آب و یک واحد شراب. در چنین موقعیتی که می‌دانید این تنها نوشیدنی موجود است، حواستان را جمع می‌کنید و آن را با احتیاط می‌نوشید. حتی زمان‌هایی وجود داشت که میزبان با مشروبات الکلی قوی از مهمان پذیرایی می‌کرد. در این شرایط، مهمان تشنه است، برای رفع تشنگی، چون چاره ندارد، یک جرعۀ کوچک می‌نوشید. بله، باید یادمان باشد که در آن دوره و زمانه و حتی امروز، در برخی مناطق دنیا، شاید کسی به حکم ضرورت مجبور باشد شراب بنوشد، چون چارۀ دیگری نیست. به همین دلیل، خدا حکم مطلق نمی‌دهد که اجازه نداریم حتی لب به شراب بزنیم.

اما سوالی که باید از خودمان بپرسیم این است: «آیا برای من ضرورت دارد شراب بنوشم؟» این سوال خیلی مهم است. در دوران باستان، شاید تنها نوشیدنی موجود شراب بود و آب‌میوه و شیر و آب. مردم انتخاب زیادی نداشتند. ولی، امروز، همه‌جور نوشیدنی برای شما موجود است. قفسۀ هر فروشگاه را که نگاه بکنید، پُر از انواع و اقسام نوشیدنی است.

از این‌رو، باید این سوال را بپرسیم: «آیا، امروز، نوشیدن شراب ضرورت دارد؟» پاسخ منفی است. خیر، ضرورت ندارد.

حالا، که پاسخ را فهمیدیم، وقتش است از ضرورت به این نکته برسیم که آیا ترجیح می‌دهیم و دلمان می‌خواهد شراب بنوشیم. منظورم این است که با توضیحاتی که تا الان دادیم نمی‌توانید خودتان را توجیه بکنید که چون دوران کتاب‌مقدس شراب می‌خوردند، من هم شراب بخورم. خیر، نمی‌توانید این را بگویید. اما می‌توانید بگویید: «شراب می‌نوشم، چون دلم می‌خواهد.» بسیار خوب، حرفی نیست، این ترجیح و دلخواه شما است که شراب بنوشید. شما شراب را به کوکاکولا یا چای یا هر نوشیدنی دیگر ترجیح می‌دهید. در واقع، ترجیح مردم جامعۀ ما شراب است. خوب است که شما هم این خواسته را صادقانه به زبان بیاورید.

اما لطفاً این ترجیح و خواسته را به این شکل توجیه نکنید که بگویید: «به نظرم، لازم است شراب بنوشم، چون، اگر دست میزبان را رد بکنم، دلخور می‌شود. من دوستان زیادی دارم که ایماندار نیستند و مشروب می‌خورند. احساس می‌کنم باید من هم با آنها هم‌پیاله بشوم و دست‌کم یک آبجو بنوشم. من نمی‌خواهم در جمع آنها وصلۀ ناجور باشم و آنها را دلخور بکنم.»

دوستان، بی‌تعارف بگوییم، این ابلهانه‌ترین دلیل و برهانی است که تا به حال شنیدیم که به نظرم اصلاً دلیل و برهان نیست و یک توجیه است. فرض بکنید دور هم جمع بشوید و ببینید که همۀ حاضران در جمع پشت گوش خودشان را می‌خارانند، آیا شما هم پشت گوشتان را می‌خارانید که همرنگ جماعت بشوید و وصلۀ ناجور نباشید؟ یا اگر هیچ‌کس در ساختمان مسکونی شما به خودش عطر و ادکلن نمی‌زند، آیا شما هم به آنها نگاه می‌کنید و به خودتان عطر نمی‌زنید؟ این چه استدلالی است؟! این کار شما اصلاً منطق ندارد، اصلاً بی‌معنی است، یک حرف لوس و بی‌مزه است.

این را هم بگوییم که در این دوره و زمانه هستند غیرمسیحیان زیادی که مشروب نمی‌خورند. اگر به مرکزی به نام «الکلی‌های گمنام» بروید، در جلسه‌های ترک مشروبات الکلی، آدم‌هایی را می‌بینید که همه با هم قسم خوردند لب به مشروب نزنند. در کل، خیلی وقت‌ها، کسانی را می‌بینیم که مسیحی نیستند، اما مشروب نمی‌خورند. من در جایی بودم که هم مسیحیان و هم غیرمسیحیان آنجا بودند، مسیحیان مشروب خوردند، اما غیرمسیحیان لب به مشروب نزدند. پس آن استدلال شما اصلاً توجیه خوبی نیست. خیال نکنید اگر در جمعی هستید و نمی‌خواهید مشروب بخورید، مردم حاضر در جمع شما را زیر سوال می‌برند که آدم اجتماعی و اهل معاشرت نیستید. در واقع، خیلی از همین مردم مشروب‌خور به خدا التماس می‌کنند که ای کاش مشروب‌خور نبودند.

راستش را بخواهید، من اصلاً این حرف شما را قبول ندارم که می‌گویید برای اینکه همرنگ جماعت بشوید شراب می‌خورید. من به آمریکای جنوبی و آمریکای لاتین سفر کردم. اهالی این کشورها اهل شراب و مشروبند. من مکزیک رفتم، آنها هم مشروب‌خورند. در آن چند سالی که بِیس‌بال بازی می‌کردم، برای بازی‌های قهرمانی باشگاهی به مکزیک رفتیم و مقابل آنها بازی کردیم. هر بار، بعد از هر بازی، ضیافت خیلی بزرگی برای ما ترتیب می‌دادند. آنها ما را هر بار به یک رستوران یا سالن غذاخوری دعوت می‌کردند. واقعاً که چه بریز و بپاشی بود که بیا و ببین! یادم می‌آید، یکبار، در یکی از رستوران‌ها، جلوی هر بشقاب، یک بطری مشروب خیلی بزرگ گذاشته بودند، واقعاً بزرگ بود. به نظرم، دو لیتر بود. بعد، همۀ اعضای تیم به یکدیگر نگاه کردیم و کوکاکولا سفارش دادیم. اما، به هر حال، به میزبان ما خیلی خوش گذشت. آنها مشروب خودشان را خوردند و ما هم نوشابۀ خودمان را. اصل مطلب این است که به همۀ ما خیلی خوش گذشت. تنها فرق ما با آنها این بود که ما حواسمان سر جای خودش بود! ما از واقعیت لذت بردیم و آنها از عالم هپروت. با این حال، آنها واقعاً به ما علاقه پیدا کردند. وقتی هم مسابقات تمام شد، دست گردنمان انداختند و ما را برای مسابقات سال بعد دعوت کردند. منظورم این است که به ما خیلی خوش گذشت و مشروب نخوردن ما مشکلی به وجود نیاورد. خلاصه، مشروب نخوردن ما در مکزیک مشکل نبود.

من اسراییل هم بودم، اروپا هم بودم. ولی هیچ‌گاه ندیدم کسی به خاطر اینکه مشروب نمی‌خورم به من و به ایمانم به چشم دیگری نگاه بکند.

خلاصه، اگر استدلال شما این است که برای به دست آوردن دل دیگران شراب می‌خورید، بدانید که این اصلاً استدلال نیست. اما حرف من با شما این است: اگر در شرایطی هستید که تنها نوشیدنی موجود شراب است، اگر حق انتخاب یا چارۀ دیگری ندارید، آن‌وقت، می‌توانید بگویید باید از راه ضرورت شراب بنوشید. اما قبول بکنید که در جامعۀ ما مردم مشروب خوردن را به هر نوشیدنی دیگر ترجیح می‌دهند.

حالا برویم سراغ پرسش سوم. سومین پرسش این است: «آیا شراب بهترین گزینه است؟» شما می‌گویید: «راستش، خاصیت شراب از قهوه بیشتر است، شراب از کوکاکولا بهتر است.» یک نفر دیگر می‌گوید: «تا به حال یک نفر را ندیدم که هشت بطری کوکاکولا بخورد و نتواند درست و حسابی راه برود!»

به هر حال، این سوال همچنان به قوت خودش باقی است: «آیا شراب بهترین گزینه است؟» الان یک نمونه به شما نشان می‌دهم و بقیۀ مطلب را هفتۀ آینده توضیح می‌دهم. من می‌خواهم کسی را در کتاب‌مقدس به شما معرفی بکنم که خدا او را از لب زدن به شراب منع کرد.

پس به انجیل لوقا فصل ۱ آیۀ ۱۵ نگاه بکنید. می‌خواهم با این بزرگ‌ترین مرد آشنا بشوید. این کلام خود عیسی مسیح است. «از اولاد زنان، بزرگ‌تری از یحیی تعمید دهنده برنخاست» (متی ۱۱:‏۱۱). به گفتۀ عیسی مسیح، یحیی مرد خیلی بزرگی بود.

حالا به لوقا ۱:‏۱۵ نگاه بکنید: «زیرا که در حضور خداوند بزرگ خواهد بود و شراب (یعنی ای‌نوس) و مُسکری (یعنی شراب ناب) نخواهد نوشید و از شکم مادر خود پُر از روح‌القدس خواهد بود.» این بزرگ‌ترین مرد لب به الکل نخواهد زد. خدا او را از یک قطره شراب هم منع کرد. چرا؟ پاسخش را در موعظۀ هفتۀ آینده پیدا می‌کنیم.

با هم دعا بکنیم.

ای پدر آسمانی، می‌دانیم خیلی آسان است زندگی روحانی خودمان را با کارهایی که می‌کنیم یا کارهایی که نمی‌کنیم ارزیابی بکنیم. اما این واقعاً مسألۀ اصلی نیست. می‌دانیم که تو نوشیدن شراب را ممنوع نکردی. اما، در این مورد، نکته‌های واضح و روشنی در کتاب‌مقدس وجود دارد که تلاش می‌کنیم آن نکته‌ها را درک بکنیم تا بتوانیم درست تصمیم بگیریم. ولی، خدایا، به ما کمک بکن تا بدانیم این‌طور نیست که کسانی که لب به شراب نمی‌زنند آدم‌های معنوی و روحانی هستند و هر کسی که شراب می‌خورد از معنویت به دور است. موضوع به این سادگی هم نیست. جنبه‌های دیگری هم وجود دارد که باید آنها را در نظر گرفت. این‌طور نیست که اگر عمل خاصی را انجام ندهیم به آدم‌های بهتری تبدیل می‌شویم. ای خداوند، دربارۀ شراب و مشروبات الکلی هر دیدگاهی که داریم به ما کمک بکن دیدگاه تو را داشته باشیم. به ما کمک بکن در این مورد مثل تو فکر بکنیم.

ای خداوند، چقدر عالی است که در مورد نوشیدن شراب یک دنیا حقیقت به ما نشان می‌دهی که ما را محافظت بکنی. ما می‌دانیم نه فقط باید از گناه پرهیز بکنیم، بلکه باید از هر چیزی که محرک گناه است دوری بکنیم.

ای پدر آسمانی، به ما کمک بکن به درستی بدانیم و بفهمیم تو از ما چه می‌خواهی.

بسیار خوب، عزیزان، در همین حالا، که در دعا هستید، این را هم بگویم که این موضوع نوشیدن شراب یک موضوع غیرمعمول و تخصصی برای ما است. اما این موضوعی است که کلام خدا به آن می‌پردازد. چقدر زیبا است که کتاب‌مقدس به هر جنبه از زندگی می‌پردازد.

شاید به خودتان بگویید: «من امروز با این امید کلیسا آمدم که دربارۀ خدا و عیسی مسیح بشنوم و برای زندگی‌ام جوابی بگیرم، جواب مشکلاتم را پیدا بکنم، بار مشکلات و سختی‌ها را که روی دلم سنگینی می‌کند خالی بکنم. اما شما دربارۀ شراب صحبت کردید که واقعاً به کار من نمی‌آید.»

بسیار خوب، الان به شما می‌گویم چکار بکنید. بعد از پایان دعای من، به اتاق دعا و مشاوره که سمت راست من است بروید. آنجا دوستانی منتظر شما هستند که با شما دعا می‌کنند و برای شما توضیح می‌دهند چطور مسیح را بشناسید. آنها برای شما توضیح می‌دهند چطور می‌توانید جای خالی را که در قلبتان وجود دارد پُر بکنید. شاید گاه تقلا کردید این جای خالی را با مشروب پُر بکنید. این دوستان برای شما توضیح می‌دهند چگونه عیسی مسیح قادر است زندگی شما را بانشاط بگرداند و زندگی شما را سر و سامان بدهد و دل آشوب شما را آرام بکند. آنها برای شما توضیح می‌دهند چگونه مسیح گناهان شما را می‌آمرزد و دل شما را پاک می‌کند و به شما حیات ابدی می‌بخشد. پس از شما دعوت می‌کنیم به اتاق دعا بروید. البته هیچ اجبار در کار نیست. در عوض این درخواست، واقعاً از شما توقعی نداریم، از شما نمی‌خواهیم به گروهی ملحق بشوید یا چیزی را از ما بخرید یا کاری بکنید. فقط می‌خواهیم با شما دعا بکنیم و محبت خودمان را به شما نشان بدهیم. پس، هر مشکلی دارید، دوستان در خدمت شما هستند.

در ضمن، اگر بین شما کسی هست که گرفتار مشروب‌خوری است و معتاد مشروبات الکلی است، بدانید که خداوند عیسی مسیح قادر است شما را عوض بکند. لزومی ندارید مست بکنید. نزد عیسی مسیح بیایید، او قادر است شما را بشوید و مثل برف سفید بکند.

حتی عده‌ای از شما مسیحیان درگیر مشروب هستید. اما خدا قادر است این مشکل شما را برطرف بکند. وقتی تسلیم روح‌القدس بشوید، روح‌القدس می‌تواند ارادۀ شما را عوض بکند و دل شما را از مشروب دور بکند و سمت خودش بیاورد. مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پُر شوید. اگر خدا این حکم را به شما می‌دهد، خودش قدرتش را هم می‌دهد و این حکم را در زندگی شما به ثمر می‌نشاند. او شما را در همین موقعیتی که هستید دوست دارد. حتی، اگر معتاد مشروب یا مست و مِی‌گسار هستید، خدا شما را دوست دارد، ما هم شما را دوست داریم. اما خدا می‌خواهد شما را تغییر بدهد تا همۀ عقل و هوش و حواستان را برای جلال خدا به کار بگیرید. اجازه بدهید خدا کار خودش را امروز در شما انجام بدهد. مشاوران ما در خدمتند تا در این مورد با شما دعا بکنند.

ای پدر آسمانی، برای این وقت از تو ممنونیم. برای اینکه به ما کمک کردی این موضوع را شروع بکنیم و مقدمه‌ای را در این مورد بررسی بکنیم از تو ممنونیم. خدایا، تو را دوست داریم، چون می‌دانیم به فکر ما هستی، آن‌قدر به فکر ما هستی که دربارۀ شراب و شراب‌خوری برای ما توضیح می‌دهی تا زندگی خودمان را محافظت بکنیم و تصمیم بگیریم تو را جلال بدهیم.

ای خداوند، این حاضران را برکت بده. از تو ممنونیم. در نام مسیح. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize